تبلیغات
آوای مهاجران - بیانات در دیدار جمعى از بانوان فرهیخته‌ى حوزوى و دانشگاهى

بیانات در دیدار جمعى از بانوان فرهیخته‌ى حوزوى و دانشگاهى

نویسنده :مهاجر
تاریخ:دوشنبه 23 اردیبهشت 1392-12:06 ق.ظ

بیانات در دیدار جمعى از بانوان فرهیخته‌ى حوزوى و دانشگاهى

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 خیلى متشكّریم از بانوان محترم و گرامى كه جلسه‌اى به این خوبى و به این پربارى ترتیب دادید و من امروز حقیقتاً از بیانات خانمها بهره‌مند شدم و استفاده كردم؛ و خدا را سپاسگزارى كردم به خاطر عمقى كه انسان مشاهده میكند در مباحث و تلاشها و فكر كردنها در بین بانوان برجسته و ممتاز كشورمان بحمداللّه وجود دارد. مطالبى كه فرمودید، غالباً مطالب خوبى بود؛ پیشنهادهایى هم بود كه ان‌شاءاللّه میدهیم بررسى كنند؛ آن مقدار كه به عهده‌ى من است و ما باید دنبال كنیم حتماً دنبال میكنیم ان‌شاءاللّه.
 درباره‌ى مسئله‌ى زن و آنچه كه پیرامون این مسئله است، خب حرف خیلى زیاد است؛ ما دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم كه شما خانمها - بعضى از خانمهایى كه صحبت كردید - اشاره كردید. عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم - كه ما میگوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً - نیست؛ در اینجا اگر تعبیر میكنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسئله‌ى زن، مسئله‌ى جنسیّت، مسئله‌ى امورى كه حول‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا میكند و معنا پیدا میكند - مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب - حرفهاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا، اینها را مطرح كنیم در ذهنیّت جهانى، عقب‌ماندگى از این جهت..................

بیانات در دیدار جمعى از بانوان فرهیخته‌ى حوزوى و دانشگاهى

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 خیلى متشكّریم از بانوان محترم و گرامى كه جلسه‌اى به این خوبى و به این پربارى ترتیب دادید و من امروز حقیقتاً از بیانات خانمها بهره‌مند شدم و استفاده كردم؛ و خدا را سپاسگزارى كردم به خاطر عمقى كه انسان مشاهده میكند در مباحث و تلاشها و فكر كردنها در بین بانوان برجسته و ممتاز كشورمان بحمداللّه وجود دارد. مطالبى كه فرمودید، غالباً مطالب خوبى بود؛ پیشنهادهایى هم بود كه ان‌شاءاللّه میدهیم بررسى كنند؛ آن مقدار كه به عهده‌ى من است و ما باید دنبال كنیم حتماً دنبال میكنیم ان‌شاءاللّه.
 درباره‌ى مسئله‌ى زن و آنچه كه پیرامون این مسئله است، خب حرف خیلى زیاد است؛ ما دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم كه شما خانمها - بعضى از خانمهایى كه صحبت كردید - اشاره كردید. عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم - كه ما میگوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً - نیست؛ در اینجا اگر تعبیر میكنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسئله‌ى زن، مسئله‌ى جنسیّت، مسئله‌ى امورى كه حول‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا میكند و معنا پیدا میكند - مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب - حرفهاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا، اینها را مطرح كنیم در ذهنیّت جهانى، عقب‌ماندگى از این جهت. در حالى كه دنیا احتیاج دارد به مبانى و مفاهیم روشنِ فراگیرِ كارگشا؛ همچنان كه ملاحظه كردید بعضى از خانمها گفتند كه وقتى ما اینها را در دنیا مطرح میكنیم، مورد استقبال قرار میگیرد؛ یا بعضى از خانمها گفتند كه دستاوردهاى علمى در زمینه‌هاى روان‌شناسى و غیره، احكام اسلامى را در مورد زن تأیید میكند. خب، این یك گوشه‌اى از توانایى‌هاى نظام فكرى اسلامى در این مسئله‌ى حسّاس است؛ و ما این توانایى‌ها را نتوانستیم درست بیان كنیم، تعریف كنیم. در خیلى از مناطق گوناگون فكرى و قلمروهاى فكرى همین‌جور است؛ در خیلى از زمینه‌ها ما واقعاً نظر اسلام را درست نتوانستیم به دنیا منتقل كنیم. حالا اینكه میگویم "نتوانستیم"، این را نمیشود گناه نظام جمهورى اسلامى دانست؛ چون همان مقدارى هم كه كار شده است، به بركت نظام جمهورى اسلامى است و به بركت نفوذ فكر انقلاب و فكر امام و نام انقلاب و نام امام و اینها بود كه بحمداللّه تا حدودى گسترش پیدا كرد؛ لكن بیش از این باید ما كار كنیم، كه نیاز داریم به این؛ كه حالا عرض خواهم كرد. ما براى اینكه بتوانیم یك جبهه‌ى تهاجمى و مصون از تعرّضِ تهاجم دیگران - یك آرایش تهاجمى - داشته باشیم، نیاز داریم به اینكه این كارها را، این اندیشه‌ها را، این افكار را منتشر كنیم، بگوییم؛ به این واقعاً نیازمندیم؛ در واقع این تهاجم ما، جنبه‌ى مصونیّت‌سازى و تدافعى دارد. بنابراین هرچه شماها كار بكنید براى اینكه این عقب‌ماندگى را جبران بكنید، به نظر من مفید است و لازم است. در زمینه‌ى این نهضت - باید گفت نهضت بیدارى در زمینه‌ى مسائل مربوط به زنان - واقعاً هیچ نبایستى ما تعلّل كنیم، توقّف كنیم؛ بین راه درنگ نباید كرد. با وجود اینكه این گفتمانِ كامل و مفید و قانع‌كننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن.
 گفتمان غرب در مورد زن، یك گفتمان كاملاً حساب‌شده‌ى سیاسى است؛ یعنى آن روزى كه این فكر و این گفتمان درباره‌ى زن، در غرب آغاز به كار كرد و شروع كرد، یك محاسبه‌ى دقیقى پشت این وجود داشت. این البتّه به عنوان خبر نیست كه من از روى اطّلاع و با استناد به اخبار بگویم، امّا مؤیّدات واقعى‌اى دارد كه این تحلیل را تقویت میكند؛ یعنى از آغاز رنسانس در غرب و به دنبال آن حضور صنعت و پیدایش صنعت جدید در غرب، بتدریج این گفتمان غربى رشد پیدا كرد؛ و اوجش در روزگار ما است كه البتّه این اوج همراه خواهد بود با انحطاط و نزول و ان‌شاءاللّه سرافكندگى و فروپاشى این گفتمان.
 گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یك بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسئله‌ى فمینیسم و این چیزهایى كه امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است كه در نهایت كار به اینجاها میرسد.
 مردواره كردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند كه مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول كردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میكنیم كه فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى كشور داریم. اشتباه نشود، از اینكه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشكلى ندارم؛ یعنى منع نمیكنم، نفى نمیكنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض كنید وزیر بهداشت ما یك خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشكالى ندارد - آنچه اشكال دارد، افتخار به این است؛ كه ما به رخ دنیا بكشیم كه ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. خیلى خب، یك خانمى است، ارزشهایى داشته، توانایى‌هایى پیدا كرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلى خب، بگذارند، خلاف قانون هم كه نبوده؛ امّا اینكه ما به این افتخار بكنیم كه ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهاى اجرایى داریم، این غلط است. اگر ما افتخار كنیم كه این تعداد خانم روشنفكر، خانم تحصیلكرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگى یا فعّال سیاسى داریم، اشكالى ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌كار در میدانهاى گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمى كه در عرصه‌هاى سیاسىِ انقلابى فعّالند - گوینده‌اند، نویسنده‌اند - داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینكه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است. مگر بنا بوده ما كارهاى مردانه را به زنها بدهیم؟ نه، جایگاه زن و هویّت و شخصیّت زن، در جنس خود زن یك هویّت بسیار بالا و با كرامتى است، از بعضى جهات از مردها بالاتر است. در مجموع هم كه نگاه كنیم، زن و مرد فرقى ندارند؛ از لحاظ خلقت، از لحاظ خصوصیّاتِ كیان طبیعى‌شان كه خداى متعال خلق كرده، یك امتیازاتى جانب زنانه دارد، یك امتیازاتى جانب مردانه دارد؛ خداى متعال یك مقدار خصوصیّاتى را به این جنس داده، یك مقدار خصوصیّاتى را به آن جنس داده؛ یك برجستگى‌ها و ارزشهایى این دارد، یك برجستگى‌ها و ارزشهایى آن دارد؛ لذا است كه با همدیگر از لحاظ آنچه كه مربوط به انسانیّت است هیچ فرقى ندارند، هیچ تفاوتى ندارند؛ در آن چیزهایى كه خداى متعال براى انسان قرار میدهد - از لحاظ حقوق انسانى، از لحاظ حقوق اجتماعى، از لحاظ ارزشهاى معنوى و سیر تكامل معنوى - هیچ فرقى ندارند؛ یعنى یك مردى مثل علىّ‌بن‌ابى‌طالب میشود، یك زنى مثل فاطمه‌ى زهرا میشود؛ یك مردى مثل عیسى میشود، یك زنى مثل مریم میشود؛ تفاوتى ندارند با همدیگر. پس این نگاهْ درست است كه ما زن را در جنسیّت خودش - همان‌جور كه هست، زن واقعى، مؤنّث واقعى - بشناسیم، و ببینیم چه ارزشهایى میتواند این فرد متعلّق به این جنس را یا این جامعه‌ى این جنسیّت را رشد بدهد و تعالى ببخشد؛ این نگاه، نگاه درست است. ما نباید در مقابل نگاه غرب دچار این انفعال میشدیم كه متأسّفانه شدیم.
 البتّه در آن بخش دوّم كه زن را وسیله‌اى براى التذاذ جنسى مرد قرار میدهد - نه التذاذ معنوى و روحى، نه التذاذ علمى؛ ممكن است دو نفر بنشینند، یكى لذّت ببرد از خوش‌صحبتى یكى، از معلومات كسى؛ نخیر، این مطرح نیست - براى اینكه مرد به راحتى بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسى زن، این مثل یك سِیلى وارد كشورهاى بى‌دفاع و بى‌حفاظ اسلامى شد از طرف غرب؛ كشور ما هم همین‌جور. خوشبختانه انقلاب آمد، جلوى این تا یك حدود زیادى گرفته شد و بایست جلوى این سد بشود؛ این خطر بزرگى است؛ بلاى عظیمى است. مسئله‌ى حجاب یكى از مقدّمات این كار است، مسئله‌ى پوشش و لباس همین‌جور، مسئله‌ى معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یكى از مقدّمات این است كه این بلاى بزرگ كه هم بلاى براى زن است و هم بلاى براى مرد است - و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینكه ملتفت بشوند - سد بشود. امروز در دنیا عمداً به این مسئله دامن زده میشود. البتّه من اطّلاع دارم و خوانده‌ام در نوشتجاتى، در مطبوعاتى، در كتابهایى كه اندیشمندان غربى بتدریج دارند احساس ترس و احساس دهشت میكنند از این وضعیّت؛ كه حق با آنها است، منتها دیر فهمیدند؛ دامن زدن به مسئله‌ى شهوت - كه متمركز بود روى مسئله‌ى زنها؛ و امروز مى‌بینید كه در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرایى و این ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اینها - اینها چیزهایى است كه به زبان آسان مى‌آید؛ اینها چاله‌هاى عظیم و عمیق و خطرناكى است پیش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره میكنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبى است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمه‌ى راه است، نیمه‌ى سراشیبى است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوى آن را بگیرند. یعنى مشكل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش - هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً - در مطبوعات كشورهاى خارجى دیدم و خواندم و شنیدم كه آمریكایى‌ها دارند دنبال میكنند كه از كتابهاى فلان نویسنده‌ى مثلاً رمان‌نویسِ خانواده‌نویس - كه رمان‌هایش اطراف خانواده است - فیلم درست كنند براى اینكه بكشانند جهت فیلمسازى و فیلمبردارى و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یك كارهایى هم كرده‌اند، دارند هم میكنند؛ امّا اینها مثل یك جریانهاى باریكى است در مقابل یك سیل عظیمى كه خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان كرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد كرد. ما البتّه نسبت به این قضیّه فعلاً یك "مصونیّةٌما"اى(1) داریم - به خاطر همین حجاب و همین چیزهایى كه وجود دارد - منتها این را نبایستى دستِ‌كم گرفت، بایستى این را به‌جّد اهمّیّت داد. در همین مباحثى كه خانمها اشاره كردید كه دارید كار میكنید، این مسئله‌ى جاذبه‌ى جنسى و خطر جاذبه‌ى جنسى براى زن و براى مرد و براى جامعه و براى خانواده، این را به نظر من خیلى بایستى جدّى گرفت.
 خب، عرض كردیم گفتمان اسلام "زنِ حقیقى" است؛ این گفتمان را همان‌طور كه اشاره كردم، بایستى ما به صورت تهاجمى مطرح كنیم. مطلقاً در موضع دفاعى قرار نگیرید. گفتند بعضى از خانمها كه آن كسانى كه دنبال مثلاً كنوانسیون زنان یا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهدید میكنند كه اگر چنین كنید، اگر چنان كنید ممكن است علیه شما قطعنامه صادر كنیم! خب به دَرَك! قطعنامه صادر كنند. گفتمان اسلامى در مورد زن را بایست با روحیّه‌ى تهاجم، طلبگارانه مطرح كرد. اگر آنها گفتند كه شما چرا به زن براى اینكه بتواند بى‌حجاب بگردد آزادى نمیدهید، باید گفت شما چرا این آزادى مضرّ و دهشتناك را میدهید، به آن شكلى كه امروز در غرب وجود دارد. آنچه كه امروز در غرب در زمینه‌ى بى‌حفاظى و بى‌حجابى زن دارد دنبال میشود، واقعاً گاهى اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت میكند كه چكار میخواهند بكنند، كجا دارند میروند؟ كه لابد شماها خبرهایتان بیشتر از من است، ولى من هم اطّلاعات زیادى دارم در این زمینه كه چه كارهایى دارد انجام میگیرد؛ در سطوح مختلف: از سطوح بالا، تا سطوح كار و معیشت متعارَف زندگى و شغل و این حرفها. خصوصیّات زن در این گفتمان گفته شود؛ كرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمى بلكه ظرافت ساختمان فكرى و عصبى و ظرافت كاركردى كه باید بكند. این رشته‌هاى بشدّت رقیق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظریف و لطیف مادر است كه میتواند از هم جدا كند كه عقده به‌وجود نیاید، گره به‌وجود نیاید؛ هیچ كس دیگر نمیتواند، یعنى هیچ انسان دیگرى كه از جنس زن نباشد نمیتواند؛ این كار، كار زنانه است. یعنى برخى از كاركردها بقدرى همراه با ظرافت است كه انسان استعجاب میكند از قدرت الهى كه چطور این توانایى بالا را همراه با ظرافت به زنان عنایت كرده. من همیشه به دوستان و خویشاوندان و زنان میگویم، میگویم برخلاف آنچه كه معروف است، در بین این دو جنس، آن جنس قوى‌تر زن است. زنها قوى‌تر از مردهایند. زنها میتوانند با تدبیر و با ظرافت، مرد را در دست خودشان بچرخانند؛ انسان، هم در تجربه این را مشاهده میكند، هم با قیاسهاى فكرى و عقلى این را میتواند اثبات بكند. این واقعیّتى است. بله، زنهایى هستند كه بى‌تدبیرى میكنند، لذا این كار را نمیتوانند انجام بدهند؛ امّا زنى كه اهل تدبیر باشد، مرد را میكند رام خودش. این مثل این است كه یك نفرى بتواند یك شیر درنده را افسار بزند، سوارش بشود؛ این معنایش این نیست كه او از لحاظ جسمى از این شیر قوى‌تر است، معنایش این است كه توانسته این اقتدار معنوى را به كار ببرد؛ زنها این توانایى را دارند، منتها با ظرافت؛ یعنى ظرافتى كه میگوییم، تنها ظرافت در تركیب جسمانى و ساختمان جسمانى نیست، بلكه ظرافت در فكر و اندیشه و تدبیر و دستگاه تصمیم‌گیرى است كه خداى متعال در زن قرار داده. بنابراین به نظر من اساس كار باید این باشد: این گفتمان بایستى تقویت بشود و پیش برود.
 مطلب دوّمى كه عرض میكنم، در مسائل فعلىِ زنان كشور ما به اعتقاد من دو مسئله از همه مهم‌تر یا بگویید فورى‌تر و لازم‌الاهتمام‌تر از بقیّه‌ى مسائل است. یك مسئله، مسئله‌ى اهمّیّت و اعتبار خانه و خانواده است. براى خانه باید شأن قائل شد؛ انسان بدون خانه - كه مسكن و مأوایى ندارد - قابل تصوّر نیست. هر انسان احتیاج دارد به خانه و محیط خانه. روح محیط خانه عبارت است از خانواده؛ باید به این اهمّیّت داد، باید در این تأمّل و تدبّر كرد. و دوّم جلوگیرى از ضعف و ستم‌زدگى زن در سطوح مختلف، ما زنانى داریم كه ضعیفند و محرومند، زنانى داریم كه ستم‌زده و مظلومند؛ باید جلوى این مظلومیّتها را گرفت. قوانین مهمّى لازم است كه باید وجود داشته باشد، خُلقیّات لازمى وجود دارد كه بایستى دنبال كرد كه تحقّق پیدا كند، آداب و سننى لازم است وجود داشته باشد كه زن در سطوح مختلفِ - من اینجا یادداشت كرده‌ام - معاشرتى، جنسى، خانوادگى، فرهنگى و فكرى دچار ستم‌زدگى نباشد. یعنى از مسائل كاملاً شخصى و خصوصى - یعنى مسائل جنسى - احتمال و امكان ستم‌زدگى زن و مظلومیّت زن وجود دارد، تا مسائل عمومى‌تر مثل مسائل معاشرتى، مسائل خانوادگى؛ كه در مورد مسائل خانوادگى من اینجا یادداشت كرده‌ام: احترام در چشم شوهر، در چشم فرزند، در چشم پدر، در چشم برادر. زن اگر چنانچه در محیط خانواده، محترم و مكرّم شمرده بشود، بخش مهمّى از مشكلات جامعه حل خواهد شد. باید كارى بكنیم كه بچّه‌ها دست مادر را حتماً ببوسند؛ اسلام دنبال این است. كما اینكه در خانواده‌هاى مذهبى‌تر و اخلاقى‌تر و نزدیك‌تر به مفاهیم مذهبى، اینها مشاهد میشود. فرزندان خانواده نسبت به مادر تكریم داشته باشند. هیچ منافاتى ندارد این تكریمِ نسبت به مادر، با آن حالت عاطفى و خودمانى‌گرى‌اى كه بین فرزند و مادر وجود دارد؛ هیچ منافاتى ندارد؛ این احترام باید باشد؛ محترم باید باشد زن در درون خانواده. رفع مظلومیّت به این شكل است. اگر چنانچه فرض كنیم در یك خانواده‌اى، در یك خانه‌اى، مرد به همسر خودش توهین میكند، انواع توهینها، از توهینهاى رفتارى تا زبانى تا وحشى‌گرى یدى كه متأسّفانه یك جاهایى هنوز در كشور ما وجود دارد كه نباید وجود داشته باشد، البتّه در بین غربى‌ها هست، فراوان هم وجود دارد، خلاف انتظار هم نیست - غربى‌ها، یعنى بخصوص نژادهاى اروپایى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اینها ظاهرشان اتو كشیده و كراوات زده و ادكلن زده و اینهایند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاریخ وجود داشته هنوز هم در اینها هست؛ راحت آدم میكشند، خونسرد جنایت میكنند؛ بنابراین كتك زدن زن در داخل خانه به وسیله‌ى آنها و بعد به وسیله‌ى آمریكاییها، بُعدى ندارد - امّا در محیط اسلامى چنین چیزى اصلاً نبایستى تصوّر بشود؛ ولى متأسّفانه هست. بنابراین این دو نقطه، دو نقطه‌ى اصلى است؛ به نظر من هر چه در این زمینه‌ها برنامه‌ریزى بشود، جا دارد.
 بعد از این دو مسائل مهم دیگرى هم وجود دارد: مسئله‌ى ازدواج و نجات از تجرّد. موانع ازدواج احصاء بشود. همین كارهایى كه خانمها اشاره كردند كه دارند انجام میدهند و من واقعاً خرسند شدم كه بحمداللّه به این مسائل پرداخته میشود. مسئله‌ى پوشش، مسئله‌ى معاشرت، واقعاً یك كار مبنایى‌اى در این زمینه انجام بگیرد. مسئله‌ى حمایت مالى و حقوقى از زنان محروم یا مظلوم كه حالا مسئله‌ى دادگاه‌ها را كه یكى از دغدغه‌هاى فكرى من بود، آن خانم خراسان رضوى اشاره كردند كه این كار در دادگسترى آنجا شده؛ امیدواریم واقعاً تحقّق عینى داشته باشد این كار؛ یكى از دغدغه‌ها و از نگرانى‌هاى بنده همین است كه خانمها در محیطهاى دادگاهى و محیطهاى قضائى، توانایى دفاع از خودشان را درست نداشته باشند؛ نه پول داشته باشند كه بتوانند وكیل درست‌وحسابى بگیرند، نه خودشان بتوانند از خودشان دفاع كنند و مظلوم واقع بشوند؛ این از جمله‌ى چیزهایى است كه مهم است، باید دنبال بشود. مسئله‌ى اشتغال زنان، حدود اشتغال، چه اشتغالى، چه جور كارى، به چه نحوى - همان انعطافى كه ما گفتیم در زمینه‌ى مسائل اشتغال - اینها همه كارهایى است كه باید انجام بگیرد؛ لكن فورى‌تر از همه‌ى اینها آن دو مسئله‌اى است كه اوّل عرض كردم.
 یكى از چیزهایى كه ذهن بنده را مشغول میكند این است كه این همه فعّالیّتهاى گوناگونى كه در زمینه‌ى زن و مسئله‌ى زن در كشور وجود دارد - از مسائل حقوقى و قانونى و فقهى بگیرید تا مسائل اجتماعى، تا مسائل اجرایى، تا مسائل عاطفى، این همه موضوعات مختلفى كه در زمینه‌ى زن مطرح است - بایستى یك شكل سیستمى پیدا كند، بایستى یك هندسه‌ى عمومى پیدا بكند. البتّه بعضى از گزارشهایى كه به من دادند یا آنچه كه اینجا گفته شد، اشاره‌اى به این میكند كه فكرى در این زمینه شده، لكن به اعتقاد من باید یك كار جامعى در این زمینه انجام بگیرد. ما همه‌ى مسائل زنان را به یك شكل سیستمىِ كامل، با یك هندسه‌ى صحیح تصویر كنیم، ترسیم كنیم؛ یك مركز عالى و ثابت هم با كادرهاى قوى و چشم‌انداز بلندمدّت - كه بنده به كار كوتاه مدّت، در این زمینه‌ى مهم هیچ اعتقادى ندارم - به وجود بیاید؛ آن وقت در ذیل این مركز عالى و ثابت، نهادها و بنیادهاى متناسبى براى بخشهاى مختلف تشكیل بشود؛ از كارهاى هم مطّلع هم بشوند و یك بانك اطّلاعاتى مناسبى هم وجود داشته باشد، یعنى الان بسیارى از كارها هست كه حتّى خانمهایى كه در این جلسه حضور دارید ممكن است بعضى از بعضى از كارهاى دیگرانتان اطّلاعى نداشته باشند. خب این همه بحمداللّه ما زنِ فرزانه و نخبه داریم، در بخشهاى مختلف، با نگاه‌هاى مختلف، از این مجموعه‌ى عظیم بایستى استفاده كرد.
 یك نكته‌ى دیگر هم - كه چون وقت نیست و ظهر است، عرض بكنیم به عنوان مطلب آخر - این است كه زنان فعّالِ در جبهه‌ى انقلاب، یك روزى نقش‌آفرینى برجسته‌اى كردند - هم اندكى پیش از پیروزى انقلاب، هم در اوائل انقلاب، هم در دوران جنگ تحمیلى - و از خودشان حضور نمایانى نشان دادند؛ نگذارید حضور نمایان زنان فعّال در جبهه‌ى انقلاب كمرنگ بشود. دیگران در مواجهه‌ى با انقلاب و معارضه‌ى با انقلاب سعى میكنند از عنصر زن و زنانِ كارآمد استفاده كنند؛ جبهه‌ى انقلاب، زنان كارآمد و فعّال و زبان‌آور و نویسنده و عالِم و دانشمند بمراتب بیشتر دارد؛ خانمهایى كه اهل اِقدامند، اهل فكرند، اهل نگارش و نویسندگى‌اند، اهل سخن گفتنند، اهل فكر دادنند، صحنه‌ى انقلاب و دفاع از انقلاب را خالى نگذارند؛ این یك نكته است. و نكته‌ى آخر را هم با این جمله من تكمیل و تتمیم كنم كه براى پیشرفت آنچه كه در مورد زن ما عرض میكنیم و از شماها میشنویم و فكر میشود، حتماً بایستى صداوسیما یك نقش صددرصدى ایفا كند. این را اعتقاد داریم ما و سفارش میكنیم، حتماً بایستى صداوسیما یك نقش صددرصدى‌اى ایفا كند؛ میتواند؛ صداوسیما میتواند آنچنان فرهنگ‌سازى‌اى بكند كه زن مؤمن، فعّال، مجاهد فى‌سبیل‌اللّه، باحجاب، داراى خصوصیّات زن اسلامى، در جامعه محترم و مكرّم باشد؛ دیگران میخواهند عكسش اتّفاق بیفتد. بعضى از برنامه‌هاى صداوسیما متأسّفانه در همان جهتِ خاصّ دیگران است؛ باید عكسْ عمل بشود؛ یعنى واقعاً باید صداوسیما صددرصد در خدمت این فكر قرار بگیرد.
 به‌هرحال آنچه كه میتوان به‌عنوان جمع‌بندىِ مجموعه‌ى كارها، فكر كرد و تصوّر كرد این است كه بحمداللّه ما در زمینه‌ى مسائل زنان در نظام جمهورى اسلامى پیشرفتهایى داشتیم، منتها این پیشرفتها متناسب با نیاز، متناسب با توقّع، متناسب با آن امكانى كه در اسلام وجود دارد نیست؛ عقب‌ماندگى داریم. این عقب‌ماندگى را ان‌شاءاللّه شما خانمها بایستى به بهترین وجهى جبران كنید.
 خداوند ان‌شاءاللّه شماها را محفوظ بدارد. توفیقاتتان را روزافزون بكند و بتوانیم روزبه‌روز به سمت آنچه كه مطلوب اسلام در این زمینه است، پیشتر برویم.
    والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته
 
1) چیزى شبیه مصونیّت



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://elenakemmerling.hatenablog.com/
دوشنبه 23 مرداد 1396 04:54 ب.ظ
I'm extremely impressed along with your writing skills and also with the structure for your weblog.
Is that this a paid subject or did you modify
it your self? Anyway stay up the excellent high quality writing, it is uncommon to peer a great weblog like this one these days..
نگین
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 12:49 ق.ظ
هیچ میدونستی میتونی به ازای هر بازدید کننده ی وبلاگت پول در بیاری؟؟؟
پس برو اینجا
http://www.parspa.com/?q=regnuser&moref=esm

اول ثبت نام کن بعد اسکناس بشمار!!!!!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید